نظام الدين شامى
69
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
ذكر توجّه امير صاحبقران بجانب مغول و محاربهء او با قمر الدين اوّل ماه شعبان سال هفتاد و هفت كه موافق تاوشقان ييل بود حضرت امير صاحبقران به طرف مغول عزم كرده روانه شد و در موضع قطوان نزول فرمود و درين ايّام برف و بارندگى بغايت رسيد و شدّت سرما بمرتبهء انجاميد كه خون در عروق بسته مىشد و بدان سبب آدمى و چهارپاى بسيار تلف شدند و مردم از مال و خواسته و اسپ و استر بيزار گشتند چون حال بدين مرتبه بود بجانب سمرقند مراجعت فرموده مدّت دو ماه توقّف كرد و باز در غرّهء شوّال به ترتيب لشكر امر فرموده لشكر منصور را مرتّب گردانيد و اميرزاده جهانگير را منقلاى ساخته شيخ محمّد و عادلشاه را در ركاب او روانه فرمود و چون بموضع جارونقا رسيدند كس فرستادند تا خبرگيرى كند رفته و خبر گرفته اعلام كرد كه قمر الدين لشكرها را در موضع كوكتپه جمع آورده است و از توجّه شما خبر ندارد و انتظار حاجى بيك مىبرد اشارت نافذ شد تا منقلاى بتعجيل روانه شدند و خود متعاقب توجّه فرمود و چون قمر الدين از رسيدن او واقف شد توقّف را روى نديد موضعى حصين داشت كه آن را بركه غوريان مىگويند و سه رودخانهء عظيم آنجا روانست از دو رود گذشته در رود سيم فرود آمد و راهها را استوار گردانيد اميرزاده جهانگير با شوكتى عظيم و لشكرى وافر ياساميشى كرده رسيد و در مقابل فرود آمد قمر الدين در ظلمت شب خودنمايى مىكرد چون صبح صادق بدميد و لشكرها متواتر دررسيدند و كثرت ايشان مشاهده كرد رعب و هراس برو غالب شده روى بگريز نهاد و بهادران نيكاميشى كرده بسيارى از لشكر او بقتل آوردند و چون آفتاب بلند شد امير صاحبقران بقول لشكر رسيده امير داود و امير حسين و امير اوجقرا بهادر را در پى ياغى فرستاد بر موجب فرمان روان شدند و امير حسين را اجل گريبان گرفته در آب غوطه داد تا هلاك شد و لشكر مغول را غارتيده مالومنال و چهارپايان ايشان بسمرقند رسانيدند و امير صاحبقران بعزيمت استيصال دشمن تا بايتاق برفت و اميرزادهء اعظم جهانگير را پيش فرستاد تا در طلب قمر الدين سعى نموده او را بدست آورد بر موجب فرمان روان شده اوج پرمان را غارت كرد و قمر الدين پناه بكوه برده